پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

یادداشتهای مامان

عقد عمو مهدی...

1393/11/12 9:11
نویسنده : فریما
111 بازدید
اشتراک گذاری

نایت اسکین

 سلام امیدهای زندگیم...

    امروز بعد از چند روز غیبت اومدم . آخه پنج شنبه همگی با هم رفتیم خونه ی آقاجون اینا.

روز جمعه هم واسه اینکه ارشیا گلی امتحان ریاضی داشت زود برگشتیم البته سر راه یه سری هم به خاله شیوا زدیم . امروزیکشنبه هست و من و هانی فردا با عمه و آقا جون و عزیز جون و عمو فرهاد میریم بندر .آخه پروازمون برا چابهار روز چهاشنبه هست. ارشیا گلی مامان هم چون مدرسه داره و نمیتونه بیاد باید بره خونه ی باباجونش البته بابایی هم هست ولی بابایی روزا سر کاره شبها پیش گل پسرم. من و هانی هم میریم چابهار واسه عقد عمو مهدیش. پسر گلم این چندروزی که ازت دورم خیلی دلم برات تنگ میشه ولی خوب چاره ای نیست باید تحمل کنم . ولی خیالم از بابت تو راحته آخه بابایی پیشته ...

خوب دیگه فعلا برم به کارام برسم...بای بای

                 نایت اسکین

پسندها (2)

نظرات (0)